تبلیغات
شعر های خواندنی - مطالب اشعار حسین جنتی
شعر های خواندنی
شعر های خواندنی
حسین جنتی 25
مثل یک پیکان اسقاطی که قاطی کرده باشد
دوستت دارم ولی از بخت بد بنزین ندارم
بی تو درگیر زمستانم ببین در اوج سرما
سخت بهمن می کشم، سیگار فروردین ندارم
تو مرا سوزاندی و رفتی ولی باز ای عزیزم
من دعایت می کنم چون طاقت نفرین ندارم
تا سحر بیدارم از درد نبودت آه بانو
بید زد بر رختخوابم حیف نفتالین ندارم
سخت می جنگم برای دیدنت بانوی زیبا
بی تو من دست کمی از کارتن چوبین ندارم
من همان شهزاده ام می آیم آخر در هوایت
اسب دارم نعل دارم آخ اما زین ندارم
آن رقیب بی مروت مایه دار است و دریغا
من نه تنها پول حتا خانه و ماشین ندارم
تو خدای عشقی و من مومن عرش تو هستم
دین ندارم دین ندارم دین ندارم دین ندارم
الی آخر...

 

پ.ن :نوشته خود شاعر در مورد این شعر
من این را نوشتم که بگویم وقتی دوستان می گویند "غزل زرد" و اعلان نارضایتی می کنند، مخاطب بداند برای آنها که نگران شیوع این شیوه هستند ساختن یک کتاب در دو روز کاری ست بغایت آسان.
من تنها نگران سلیقه ی مخاطب عام هستم و این سخن از دهان کسی در می آید که اندوه داشتن مخاطب ندارد، چه اینکه مخاطبی که شعر مرا می خواند در نظر من بهره ای فراوان از ذوق دارد و منت دار اویم و بس.





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 24
اولین شعر حسین جنتی

 

من با یک بیت شروع کردم! ولی اولین غزل کامل من انصافا اینه:
آن روزها که کوچه ی ما رهگذر نداشت
از چند وچون کوچه ی قبلی خبر نداشت
یادم نرفته مکتب ملای ده هنوز
آن روزها نوشتن نان دردسر نداشت
وقتی هنوز فکر قفس در سری نبود
کوچکترین پرنده صدایی پکر نداشت
حتی کمی در آن ده آباد پر درخت
هیزم شکن به قصد درختی تبر نداشت!
وقتی کسی به فکر چپاولگری نبود
شمشیر بی غلاف کمی هم خطر نداشت!
آری تمام پنجره ها بسته می شدند
آن روزها که کوچه ی ما رهگذر نداشت.

 

پ.ن :نوشته خود شاعر

این اولین غزل منه البته قبلش دوسه تا تک بیتی داشتم، این رو در شانزده سالگی نوشتم.






نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 23
حدود پرزدنم را به من نشان داده ست

همان كه بال نداده ست و آسمان داده ست!

همان كه در شب یلدا به رسم دلسوزی،
چراغ خانه مارا به دیگران داده ست

به چیست ؟ دلخوشی مردمی كه در همه عمر،
به هر معامله ای هر دو سر زیان داده ست!

كدام طالع نحس است غیر بی عاری؟
كه رنج كشت به من ، ماحصل به خان داده ست

به خان ! كه مرگ عزیزان و گریه های مرا،
شنیده است و مكرر سری تكان داده ست!

همان كه غیرتمان را گرفته و جایش،
به قدر آنكه نمیریم آب و نان داده ست!

به ناله ای و به خطی بگوی دردت را
بسا هنر كه طبیعت به خیزران داده ست!

زخون پای من و توست در سراسر دشت
كه هر چه بوته ی خار است زعفران داده ست!

اگر بناست نمیریم جان برای چه بود؟
وگر بناست ببندم چرا دهان داده ست!؟

"بكوش خواجه و از عشق بی نصیب نباش"
كه این صفا به غزلهای من همان داده ست!

" حسین جنتی "






نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 22

حسین جنتی

هرچند مدتی ست که نانم نمی رسد،
گوشِ کسی به آه و فغانم نمی رسد!

تنگ است راهِ سینه چنان، کز هجومِ بغض،
حرفِ شکایتی به زبانم نمی رسد

ننگِ درازدستی ام از سر گذشته است،
شادا که دستِ من به دهانم نمی رسد!

سروِ چهارفصلِ بلند ایستاده ام!
هرگز زیان زِ بادِ خزانم نمی رسد

ابله! منم که نانِ من از شعرِ من جداست!
بی نان، خلل به طبعِ روانم نمی رسد

زان شاعران نی ام که بگریم چو سفلگان
تا خلعتی زِ " خواجه فلانم " نمی رسد!

بسیار شاعران که سوارند و فربه اند
زآنان یکی به گَردِ بیانم نمی رسد...





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 21
 

‎از من مپرس صبرِ نمایانِ من کجاست،
خود دیده ای که چاکِ گریبانِ من کجاست!

با این دهانِ خون شده حالِ جواب نیست،
از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!

ای دستِ بی نمک! که وبالی به گردنم!
از او سراغ کن که نمکدانِ من کجاست!

ای چشمِ تر! به نامه ی اشکِ روان بپرس،
_ از روی من _ که پس لبِ خندانِ من کجاست؟

زین رهزنانِ گردنه فرسا دلم گرفت
یارب! خروشِ قافله گردانِ من کجاست؟!

انگشترم، ولی به کفِ دیو رفته ام
یاران! نشان دهید سلیمانِ من کجاست؟

بیمار شد دلم ز غمِ بیشمارِ دهر
ساقی کجاست؟ شیشه ی درمانِ من کجاست؟

بهتر که سر به گوشه ی مستی فرو برم،
آن آستینِ گریه ی پنهانِ من کجاست؟!

حسین جنتی‎

از من مپرس صبرِ نمایانِ من کجاست،
خود دیده ای که چاکِ گریبانِ من کجاست!

با این دهانِ خون شده حالِ جواب نیست،
از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!

ای دستِ بی نمک! که وبالی به گردنم!
از او سراغ کن که نمکدانِ من کجاست!

ای چشمِ تر! به نامه ی اشکِ روان بپرس،
_ از روی من _ که پس لبِ خندانِ من کجاست؟

زین رهزنانِ گردنه فرسا دلم گرفت
یارب! خروشِ قافله گردانِ من کجاست؟!

انگشترم، ولی به کفِ دیو رفته ام
یاران! نشان دهید سلیمانِ من کجاست؟

بیمار شد دلم ز غمِ بیشمارِ دهر
ساقی کجاست؟ شیشه ی درمانِ من کجاست؟

بهتر که سر به گوشه ی مستی فرو برم،
آن آستینِ گریه ی پنهانِ من کجاست؟!

حسین جنتی

 





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 20

آن درخت تبریزی...

از من مپرس صبرِ نمایانِ من کجاست،
خود دیده ای که چاکِ گریبانِ من کجاست!

با این دهانِ خون شده حالِ جواب نیست،
از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!

ای دستِ بی نمک! که وبالی به گردنم!
از او سراغ کن که نمکدانِ من کجاست!

ای چشمِ تر! به نامه ی اشکِ روان بپرس،
_ از روی من _ که پس لبِ خندانِ من کجاست؟

زین رهزنانِ گردنه فرسا دلم گرفت
یارب! خروشِ قافله گردانِ من کجاست؟!

انگشترم، ولی به کفِ دیو رفته ام
یاران! نشان دهید سلیمانِ من کجاست؟

بیمار شد دلم ز غمِ بیشمارِ دهر
ساقی کجاست؟ شیشه ی درمانِ من کجاست؟

بهتر که سر به گوشه ی مستی فرو برم،
آن آستینِ گریه ی پنهانِ من کجاست؟!

‎آن درخت تبریزی...

از من مپرس صبرِ نمایانِ من کجاست،
خود دیده ای که چاکِ گریبانِ من کجاست!

با این دهانِ خون شده حالِ جواب نیست،
از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!

ای دستِ بی نمک! که وبالی به گردنم!
از او سراغ کن که نمکدانِ من کجاست!

ای چشمِ تر! به نامه ی اشکِ روان بپرس،
_ از روی من _ که پس لبِ خندانِ من کجاست؟

زین رهزنانِ گردنه فرسا دلم گرفت
یارب! خروشِ قافله گردانِ من کجاست؟!

انگشترم، ولی به کفِ دیو رفته ام
یاران! نشان دهید سلیمانِ من کجاست؟

بیمار شد دلم ز غمِ بیشمارِ دهر
ساقی کجاست؟ شیشه ی درمانِ من کجاست؟

بهتر که سر به گوشه ی مستی فرو برم،
آن آستینِ گریه ی پنهانِ من کجاست؟!‎





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 19

محبت فراز جانِ خراسانی این غزل را به یادم آورد.

چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالا
فکر من آرام از طول خیابان می رود بالا

من تماشا می کنم غمگین و با حسرت خیابان را
یک نفر در جان من مست و غزل خوان می رود بالا

گشته ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست
ارتفاع درد از پیچ شمیران می رود بالا

خواجه در رویای خود از پای بست خانه می گوید
ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می رود بالا

درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست
با بهای سکه در بازار تهران می رود بالا!

گاه شب ها بعد کار سخت و ارزان خواب می بینم
پول خان با چکمه اش از دوش دهقان می رود بالا!

جوجه های اعتقادم را کجا پنهان کنم ، وقتی
شک شبیه گربه از دیوار ایمان می رود بالا!

فکر من آرام از طول خیابان می رود پایین
یک نفر در جان من اما غزل خوان می رود بالا





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 18

بیشه ای سوخته در قلبِ کویری ست، منم!
وندر آن بیشه ی آتش زده شیری ست، منم!


ای فلک! خیره به روئین تنی ات چشم مدوز،
راست در ترکشِ رستم پَرِ تیری ست منم!


تا قفس هست مرا لذت آزادی نیست،
هرکجا در همه آفاق اسیری ست منم!


زندگی سنگ عظیمی ست، ولی می شکند
که روان زیرِ پِی اش جوی حقیری ست، منم!


در پِی آبِ حیاتی؟ به خرابات برو
- خسته از عُمر - در آن زاویه پیری ست، منم!


گرچه دور است ولی زود عیان خواهد شد
آنچه کوه است در آن دامنه، دیری ست منم!

 

حسین جنتی

 





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 17

نگرد بیهده! یک سکه ی سیاه ندارم

به کاهدان زده ای ! هیچ غیر کاه ندارم

 

جز اینکه هیچ ثوابی تمامِ عمر نکردم،

دگر  - به صاحب قرآن قسم - گناه ندارم!

 

خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،

زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

 

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،

که سالهاست به جز سایه ام سپاه ندارم

 

دو دست ، دورِ چراغم گرفته ام شبِ توفان،

خوشا خودم! که سری دارم و کلاه ندارم!

 

نه خورده ام زِ کسی لقمه ای ، نه بُرده ام از کس،

که خُرده بُرده ای از خیلِ شیخ و شاه ندارم

 

 حسین جنتی






نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 16

اید که ز داغم خبری داشته باشد ،

هر مرد که با خود جگری داشته باشد

 

حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش

در لشکر دشمن پسری داشته باشد !

 

حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل

بازیچه ی دست تبری داشته باشد

 

سخت است پیمبر شده باشی و ببینی

فرزند تو دین دگری داشته باشد !

 

آویخته از گردن من شاه کلیدی

این کاخ کهن بی که دری داشته باشد

 

سردرگمی ام داد گره در گره اندوه

خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !

 

 





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 15

 

دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود
با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود

دیر فهمیدیم و معماران مرموز از قدیم
چیده بودند آن چه بر پیشانی ما رفته بود

گاه می گویم به خود: اصلا کلاه جد من
جای مسجد کاشکی سمت کلیسا رفته بود!

رسم پرهیز از جهان ای کاش بر می داشتند
کاش یوسف روز اول با زلیخا رفته بود

من نمی دانم چه چیزی پایبندم کرده است
کوه اگر پا داشت تا حال از این جا رفته بود!

دور تا دورش همه خشکی ست این تنها خزر
راه اگر می داشت از این چاله به دریا رفته بود!






نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 14

هرچه مردم ساده تر. حکامشان سفاک تر!

گرگ کمتر می درد . از گله ی چالاک تر!

 

سادگی ها . مانع آزادگی هامان شده ست

هرچه کوه و دره کمتر . نعره بی پژواک تر!

 

شستن مغز بشر . یا خوردن آن بدتر است!

کیست اکنون . عاقلان. درچشمتان ضحاک تر!!؟

 

ترس زاهد حاصل بالا نشستنهای اوست

ازسر منبر خدارا دیده وحشتناک تر!!

 

گرچه عریانی به چشم زاهدان بی قیدی است

هرچه طول جامه کمتر . باصفا تر پاک تر!!

 

دامنت را رنگ کن از باده زاهد. میشود-

-باغ پرگل تر . یقینا بی خس و خاشاک تر!

...

های یوسف ! روز محشر با گریبانت مناز

نیست از قلب پریشان زلیخا چاک تر!

 

 





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 13

گرفتم خالق یکتای ما غفار هم باشد!

 

سزاوار است سلطان فکر استغفار هم باشد!!

 

سزاوار است سلطان اندکی تقوا کند پیشه

 

خصوصا اینگه منظور نظر جبار هم باشد!!

 

بکوشد بعد وی نام نکویی هم به جا ماند

 

به فکر یادگار گنبد دوار هم باشد!

 

ز آه بینوایان بام قصرش را سبک سازد

 

کمی اندیشناک سختی آوار هم باشد!

 

که آوار است و هیچ از شوکت و حرمت نمیداند!

 

به روی تاج اگرچه برسرش دستار هم باشد!!

 

اگر بر کاروانی ره ببندد لاجرم باید-

 






نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 12

حدود پرزدنم را به من نشان داده ست

 

همان كه بال نداده ست و آسمان داده ست!

 

همان كه در شب یلدا به رسم دلسوزی،

 

چراغ خانه مارا به دیگران داده ست

 

به چیست ؟ دلخوشی مردمی كه در همه عمر،

 

به هر معامله ای هر دو سر زیان داده ست!

 

كدام طالع نحس است غیر بی عاری؟

 

كه رنج كشت به من ، ماحصل به خان داده ست

 

به خان ! كه مرگ عزیزان و گریه های مرا،

 

شنیده است و مكرر سری تكان داده ست!

 

همان كه غیرتمان را گرفته و جایش،

 

به قدر آنكه نمیریم آب و نان داده ست!

 

به ناله ای و به خطی بگوی دردت را

 

بسا هنر كه طبیعت به خیزران داده ست!

 

زخون پای من و توست  در سراسر دشت

 

كه هر چه بوته ی خار است زعفران داده ست!

 

اگر بناست نمیریم جان برای چه بود؟

 

وگر بناست ببندم چرا دهان داده ست!؟

 

"بكوش خواجه و از عشق بی نصیب نباش"

 

كه این صفا به غزلهای من همان داده ست!

 

 

 





نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری
حسین جنتی 10

امان ندیده کسی از گزند حیله خویش

که حبس کرده خودش را قفس به میله ی خویش

 

مباد فتنه چو فانوس در دلت باشد

که نیست راه رهایی هم از فتیله ی خویش!

 

به فکر فتح جهان آن قبیل می افتند

که بر نیامده اند از پس قبیله ی خویش!

 

به فکر فتح جهان اند و می توانی دید

هزار مسئله دارند در طویله ی خویش!!

 

فغان که این دله دزدان به وهم گرد زمین

چنان خوش اند که فرزند من به تیله ی خویش!

...

کدام می کشدم عنکبوت یا نساج

چه ها که دیده ام از روزنان پیله ی خویش

 


 حسین جنتی



نوع مطلب : اشعار حسین جنتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا انصاری


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


بیت آخر همیشه نتیجه گیری کلی از شعره
و معمولا نقطه اوجه شعر هم هست

من همچنان منتظره بیت آخر این دنیام
به امید بیت آخر

مدیر وبلاگ : علیرضا انصاری
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی